دختر پائیز
غم نامه ها . عاشقانه ها و...
نگاهم رو به آسمان و دستهایم خالی تر از همیشه قطره های باران را آرزومند است. ببار باران بر دستهای خالی و گور رویاهایم ببار باران و بشوی غبار حسرت و اندوه را بگذار تازه شوم از نو برویانم. درود «دوستان و همراهان همیشگی» وبلاگ شبهای عشق تا مدتی نامعلوم تعطیل شد. نهایت آرزویم شادکامی و سربلندی شماست. از همراهی ِ لبریز از مهربانی و لطف شما در تمام این روزها بی نهایت سپاسگذارم. به امید روزی که بتوانیم باز هم در کنار هم شبهای عشق را به شبهایی رویایی تبدیل کنیم. ستاره ستاره دلش شکست؛ و با غرور افتادۀ نامش دست به دلم کشید. ستاره سرازیر که می شود؛ دست و دلش به عشق میرسد. از باد که بگذرد؛ به روشنی ماه سلام می کند. و خاموش از ستاره های ظهر آسمان ؛ بالا می رود. بازوان زندگی به دور نگاه او که می پیچد؛ پلکهایش آهنگ باران را می نوازد. ستارۀ خاموش آسمان زندگیم! من به محض رسیدن ِ اوّلین ترانۀ باران ، برایت شمع می گذارم. زینب نصرالله پور گریۀ عشق تو می آیی؛ و من از بارگاه عشقمان؛ برایت ستاره می چینم. قلبم تنهایی آب می شود؛ و صدای چکه چکۀ آن ، خواب گریه را می شکند! شادم که تا تو هستی ، در صفای سینه ات می گریم. گویی به غیر از عشق تو ، چیزی نیست تا برایش بگریم زینب نصر الله پور عاشق پسر به دختر گفت: اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم دختر لبخندی زد و گفت ممنون تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد حال دختر خوب نبود.نیاز فوری به قلب داشت از پسر خبری نبود.دختر با خودش میگفت: میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..؟! حتیّ برای دیدنم هم نیومدی شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده شما باید استراحت کنید،درضمن این نامه برای شماست دختر نامه رو برداشت. اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود سلام عزیزم،الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری قلبمو بهت بدم. پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه دختر نمیتونست باور کنه..اون این کارو کرده بود اون قلبشو به دختر داده بود و قطره های اشک روی صورتش جاری شد و به خودش گفت:چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...؟!
نگاه ساکت بارن به روی صورتم ، دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم غمگین ترین آدمها ، آنهایی هستند که بیشتر می خندند. تا در جمع غم خود را پشت لبخندشان پنهان کنند. ولی در تنهایی چه؟ سال نو برهمۀ دوستان و همراهان و تمام ایرانیان در جای جای این کره خاکی شاد باش باد. چه شد ؟ خاک از خواب بیدار شد ! به خود گفت: انگار من زنده ام دوباره شکفته است گل از گلم ببین بوی گل می دهد خنده ام نوشتند چون حرف ناگفته ای گل لاله را بر لب جویبار چه شد ؟ باز انگار آتش گرفت همه گل به گل دامن سبزه زار چنین گفت در گوش گل، غنچه ای نسیمی مرا غلغلک می دهد زمین زیر پایم نفس میکشد هوا بوی باد خنک می دهد صدای نفسهای نرم نسیم به بازیگری گفت: اینک منم که با دستهای نوازشگرم گلی بر سر شاخه ها می زنم از این سورۀ سبز وآیات سرخ کتاب زمین پر علامت شده زمین گفت شاید بهشت است این زمان گفت: شاید قیامت شده زمین فکر کرد: آسمانی شده کبوتر گمان کرد: آبی شده دل سنگ حس کرد: جاری شده گل احساس کرد: آفتابی شده به چشم زمین: برفها آب شد به فکر کویر: آبشار آمده به ذهن کلاغان: زمستان گذشت به قول پرستو: بهار آمده قیصر امین پور




















عاشقتم تا بینهایت

آرام اسم پسر را صدا کرد 






| www . night Skin . ir |
