دختر پائیز

غم نامه ها . عاشقانه ها و...

شعری از حمید مصدق

 

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم هستم ، پیش  چشمان تو ، شرمنده هنوز

گر چه از فرط غرور

اشکم از دیده نریخت

بعد تو لیک پس از آن همه سال

کس ندیده به لبم خنده هنوز

گفته بودم

که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالهاست

که از دیدۀ من رفتی و لیک

دلم ار مهر تو آکنده هنوز

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

آتش سرکش و سوزنده هنوز

حمید مصدق

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ رها ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه